الملا فتح الله الكاشاني
457
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ميگذشت و مرد او را طلاق ميگفت حقتعالى منع آن كرده فرمود كه * ( وَإِنْ أَرَدْتُمُ ) * و اگر خواهيد شما بواسطهء كراهت از صحبت زوجات بى وقوع نشوز و فاحشه از ايشان * ( اسْتِبْدالَ زَوْجٍ ) * طلب بدل كردن زنى * ( مَكانَ زَوْجٍ ) * بجاى زنى ديگر * ( وَآتَيْتُمْ ) * و داده باشيد * ( إِحْداهُنَّ ) * يكى از ايشان را كه داعيهء طلاق او داريد * ( قِنْطاراً ) * مال بسيار بجهة كابين جمع ضمير باعتبار آنست كه مراد بزوج اسم جنس است * ( فَلا تَأْخُذُوا مِنْه ) * پس فرا مگيريد از آن چه دادهايد * ( شَيْئاً ) * چيزى را خواه اندك و خواه بسيار و بعد از آن بر سبيل انكار و توبيخ ميفرمايد كه * ( أَ تَأْخُذُونَه ) * آيا ميگيريد چيزى از آن * ( بُهْتاناً ) * بباطل و ستم * ( وَإِثْماً مُبِيناً ) * و جرمى ظاهر و گناهى هويدا در انوار گفته كه نصب بهتانا بر حاليت است يعنى باهتين اثمين يعنى در حالتى كه ستم كنندگان و گناه كارانيد و يا بر علية مانند قعدت عن الحرب جنبا چه اخذ سبب بهتانست و اقترف اثم و بهتان در قول بمعنى كذبست كه باهت مكذوب عليه باشد و حيران سازندهء او و استعمال او در فعل بمعنى باطل است و لهذا مفسران در اينمقام تفسير آن بباطل كردهاند و ميتواند بود كه بمعنى كذب تنزيل كنند چه شوهر چون مهر از براى زن فرض كرده و بر آن گواه گرفته پس اگر استرداد آن كند گوييا مدعاى او آنست كه آن مهر فرض نكرده و اين بهتان صريحست و در مجمع گفته كه تخصيص نهى از اخذ با حال استبدال با آنكه در غير استبدال نيز جايز نيست به جهت آنست كه با استبدال توهم جو از استرجاع است از حيثيت آنكه توهم اين مىشود كه زوجهء ثانيه قائم مقام زوجهء اولى باشد و آنچه اولى اخذ كرده وى را باشد پس حقتعالى به جهت رفع اين توهم نهى اخذ را مقيد ساخته باستبدال و اگر نه حقيقت معنى آنست كه اگر ارادهء تخليه مرأة داشته باشيد خواه باستبدال باشد يا به غير آن استرداد صداق مكنيد از ايشان * ( وَكَيْفَ ) * و چگونه و بكدام وجه و بچه جهت اين تعجب است از حقتعالى يعنى تعجب است از اينكه * ( تَأْخُذُونَه ) * فرا ميگيريد مال را از زنان * ( وَقَدْ أَفْضى ) * و حال آنكه رسيده است * ( بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ ) * برخى از شما ببرخى ديگر همزه براى انكار استرداد است و افضا كنايه از مباشرت يعنى بسيار نكير و مذموم است كه استرداد مهر كنيد با آن كه ملامسة و مباشرت كردهايد با ايشان و حق صحبت و خلوت در ميان افتاده و مهر را قرار داده * ( وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ ) * و فرا گرفتهاند آن زنان از شما * ( مِيثاقاً غَلِيظاً ) * پيمانى محكم و عهدى استوار در انوار